بررسي ميزان استفاده از روشهاي بودجهبندي سرمايهاي در شرکتهاي صنايع الکترونيک ايران و ارزيابي علت
بررسي ميزان استفاده از روشهاي بودجهبندي سرمايهاي در شرکتهاي صنايع الکترونيک ايران و ارزيابي علتهاي استفاده و عدم استفاده از اين تکنيک ها
Print View
by: taheri.mor.1
Total views: 647
Word Count: 166
Date: Thu, 14 Jan 2010 Time: 8:28 AM
3 comments
جهت اجراي مطلوب يک طرح سرمايه گذاري بررسي کارشناسي قبل از اجراء ، ضامن سودمند بودن آن براي شرکت خواهد بود. منظور از بررسي کارشناسي ، استفاده از تکنيک هاي بودجه بندي سرمايهاي و آزمون اين طرح ها بوسيله افراد متخصص مي باشد. بنابراين هدف از انجام اين تحقيق بررسي ميزان بهکارگيري تکنيک هاي بودجه بندي سرمايه اي و در صورت عدم استفاده از اين تکنيک ها بررسي موانع بهکارگيري اين تکنيک ها مي باشد. جامعه آماري اين تحقيق مديران مالي و اجرايي شرکت هاي زير مجموعه صنايع الکترونيک ايران ميباشد و از روش نمونه گيري تصادفي استفاده شده است . اطلاعات لازم براي اجراي تحقيق بوسيله پرسشنامه جمع آوري گرديد و براي تجزيه و تحليل اطلاعات ، آمار توصيفي و استنباطي به کار گرفته شده است. نتايج آزمون فرضيات نشان دهنده اين است که شرکتهاي زير مجموعه صنايع الکترونيک ايران از اين تکنيک ها استفاده نمي نمايند و تکنيک دوره بازيافت سرمايه بين شرکتهاي استفاده کننده بيشترين کاربرد را داشته است. ديگر يافتههاي تحقيق بيانگر اين مطلب مي باشد که بين ميزان تحصيلات و مبلغ سرمايه گذاري با ميزان استفاده از تکينک ها رابطه معنيداري وجود دارد. قابل توجه است که بين آشنايي مديران اجرايي با تکنيکهاي مزبور و ميزان استفاده از اين تکنيکها رابطه معني داري در اين تحقيق بدست آمده است. ديگر يافتههاي تحقيق نشان ميدهد که موانع فني و مهارتي ، ساختاري و محيطي باعث عدم بهکارگيري تکنيکهاي بودجهبندي سرمايه اي گرديده است. و در اين بين بيشترين تاثير را موانع فني و مهارتي داشته است.
پرسش تحقيق:
1- ميزان استفاده از تکنيک هاي بودجه بندي سرمايه اي را در شرکت هاي زير مجموعه صنايع الکترونيک ايران چيست؟
2- از کدام يک از تکنيک هاي مزبور بيشتر استفاده مي گردد؟
3- بررسي نمايد که آيا بين نوع تکنيک مورد استفاده و مبلغ سرمايه گذاري ارتباطي معني داري وجود دارد.
4- مشخص نمايد آيا بين ميزان تحصيلات مديران مالي و اجرايي با ميزان استفاده از تکنيک هاي بودجه بندي سرمايه اي ارتباط معني داري وجود دارد.
5- موانعي را که در راه استفاده از اين تکنيک ها وجود دارد بررسي نمايد.
6- راهکارهاي مناسبي را در جهت برطرف نمودن موانع بکارگيري از تکنيک هاي بودجه بندي سرمايه اي در شرکت هاي مزبور ارائه نمايد.
7- دلايل عدم استفاده از اين تکنيک ها را در صنايع الکترونيک بررسي نمايد.
فرضيات تحقيق :
فرضيه اصلي1:
شرکت هاي زير مجموعه صنايع الکترونيک ايران براي ارزيابي طرح هاي سرمايه گذاري خود از تکنيک هاي بودجه بندي سرمايه اي استفاده مي نمايند.
فرضيه هاي فرعي:
1- شرکت هاي زير مجموعه صنايع الکترونيک ايران براي ارزيابي طرح هاي سرمايه اي خود از روش دوره بازيافت سرمايه استفاده مي نمايد.
2- شرکت هاي زير مجموعه صنايع الکترونيک ايران براي ارزيابي طرح هاي سرمايه اي خود از روش معکوس دوره بازيافت سرمايه استفاده مي نمايند.
3- شرکت هاي زير مجموعه صنايع الکترونيک ايران براي ارزيابي طرح هاي سرمايه اي خود از روش ارزش فعلي خالص استفاده مي نمايند.
4- شرکت هاي زير مجموعه صنايع الکترونيک ايران براي ارزيابي طرح هاي سرمايه اي خود از روش شاخص سودآوري استفاده مي نمايند.
5- شرکت هاي زير مجموعه صنايع الکترونيک ايران براي ارزيابي طرح هاي سرمايه اي خود از روش نرخ بازده داخلي استفاده مي نمايند.
فرضيه اصلي 2:
ميزان استفاده از هريک از تکنيک هاي بودجه بندي سرمايه اي توسط شرکت هاي زير مجموعه صنايع الکترونيک ايران با مبلغ سرمايه گذاري رابطه معني داري دارد.
فرضيه اصلي 3:
ميزان استفاده از تکنيک هاي بودجه بندي سرمايه اي با ميزان تحصيلات مديران مالي و اجرايي رابطه مثبت دارد.
فرضيه اصلي 4:
ميزان استفاده از تکنيک هاي بودجه بندي سرمايه اي با ميزان آشناي مديران اجرايي از تکنيکهاي بودجه بندي سرمايه اي رابطه معني داري دارد.
در صورت عدم استفاده از تکنيک هاي بودجه بندي سرمايه اي فرضيه هاي زير ارائه مي گردد.
فرضيه 5:
موانع فني و مهارتي باعث عدم استفاده از تکنيک هاي بودجه بندي سرمايه اي در شرکت هاي فوق گرديده است.
شاخص هاي موانع فني و مهارتي عبارتند از:
1- کارکناني که بايد اطلاعات لازم را در مورد ارزيابي طرحهاي سرمايهگذاري تهيه کنند ؛ تخصص و تجربه کافي ندارند.
2- عدم نظرخواهي از مديران مالي واجرايي در مورد طرحهاي سرمايهگذاري.
3- اهميت ندادن مديريت به اطلاعاتي که در مورد ارزيابي طرح هاي توسط مدير مالي واجرايي تهيه مي گردد.
4- نبودن آموزش کافي براي کارکنان در مورد تکنيک هاي مديريتي به ويژه تکنيک هاي ارزيابي طرح هاي سرمايه گذاري.
فرضيه 6:
موانع ساختاري باعث عدم استفاده از تکنيک هاي بودجه بندي سرمايه اي در شرکتهاي زير مجموعه صنايع الکترونيک ايران گرديده است.
شاخص هاي موانع ساختاري عبارتند از:
1- نداشتن سيستم اطلاعاتي مناسب براي امر بودجه بندي سرمايه اي در شرکت.
2- نداشتن برنامه ريزي هاي مناسب براي ارزيابي طرح هاي سرمايه گذاري.
3- حسابرسي نشدن طرح هاي سرمايه گذاري پس از اجراي آن.
4- اجراي طرح هاي سرمايه گذاري بدون طرح و برنامه کافي.
5- نداشتن کلاس هاي آموزشي مناسب براي مديران.
فرضيه 7:
موانع محيطي باعث عدم استفاده از تکنيک هاي بودجه بندي سرمايه اي در شرکت هاي زير مجموعه صنايع الکترونيک ايران گرديده است.
شاخص هاي موانع محيطي عبارتند از:
1- عدم دسترسي به اطلاعات صحيح اقتصادي لازم مانند نرخ بهره و تورم.
2- نوسانات زياد متغيرهاي اقتصادي موثر در سرمايه گذاري ها.
3- عدم دسترسي به اطلاعات صحيح درباره هزينه هاي اجراي طرح هاي سرمايه گذاري از بازار يا پيمانکاران.
روش تحقيق :
روش تحقيق اين پژوهش از نوع توصيفي- پيمايشي مي باشد. زيرا در اين پژوهش به بررسي و توصيف ويژگي هاي شرکت هاي زير مجموعه صنايع الکترونيک ايران مي پردازد. براي تاييد يا رد فرضيات، اطلاعات مورد نياز با استفاه از پرسشنامه جمع آوري و سپس با تجزيه تحليل اطلاعات بهدست آمده، صحت و سقم فرضيات تحقيق آزمون مي گردد.
درباره نويسنده
استاد راهنما:
دکتر محسن دستگير
استاد مشاور:
دکتر داريوش فروغي
نگارش:
روحا... اماميفر
سال تحصيلي 1387-138
با سلام خدمت بازديدكنندگان عزيز